ترمهترمه، تا این لحظه: 13 سال و 1 روز سن داره

روزهای قشنگ ترمه

مادر شدن

1392/11/15 23:05
نویسنده : مریم بهادران
144 بازدید
اشتراک گذاری

مادر بودن خیلی حس قشنگیه ...

وقتی بچه نداری همه بهت میگن وای یه وقتی نذاری بچه دار شیا ... اول 
حسابی تفریح کن و عشق و حال کن بعد ... که بچه فرصت همه چیز و ازت می گیره... که 
دیگه با بچه واسه هیچ کاری وقت نداری و ...

تو هم هی با خودت می گی وای یعنی واقعا اینقدر مادر شدن سخته  ؟؟؟

ولی چطوریه که اینقدر بچه در طول روز و سال به دنیا میاد؟؟؟

چرا همه اینقدر واسه داشتن همین بچه که میگن چیزی جز دردسر نداره  دارن 
تلاش می کنن و اینقدر این در و اون در میزنن واسه داشتنش ؟؟؟

وقتی جواب تست بارداری رو می خوای بگیری کلی استرس داری که اگه منفی 
باشه  ... وای وای نه خدا نکنه ... کلی نذر و نیاز و دعا می کنی که اگه مثبت شد 
اینکارو می کنم و اونکارو می کنم و ...

حالا جواب آزمایش رو گرفتی و می بینی جواب مثبته ... اووووووووووووووووه 
کلی ذوق می کنی و خوشحال میشی و اشک شوق می ریزی که در وجودت چیزی داری که ثمره عشق 
تو و همسرته ...

روزای اول کلی خوشحالی بعدش کم کم یکمی دچار سردرگمی میشی ... یعنی من 
کار درستی کردم ؟؟؟

توی این دنیای پر از هیاهو ... توی این دنیای شلوغ ... این زندگی پر 
مشقت که خودم دارم واسه رسیدن به خواسته هام کلی تلاش می کنم و به بعضیاشون هم 
نمیرسم ... درست بود گذاشتم بچه دار شم ؟؟؟

وای نکنه از پسش بر نیام ... وای نکنه یه روز بیاد که بچم بهم بگه چرا 
من رو به دنیا آوردی ، من این دنیا رو دوست ندارم  ... وای نکنه نتونم واسه بچم 
کارایی که دلم می خواد و دلش می خواد رو انجام بدم  و ... آه خدای من بهم کمک کن تا 
از پسش بر بیام  ...

 

 نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 19:1
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)