ترمهترمه، تا این لحظه: 13 سال و 2 روز سن داره

روزهای قشنگ ترمه

اولین ایستادن

پنج تیر ماه اولین بار ایستادی.دستتو میگیری به میز و تخت به راحتی دیگه میاستی.دورت بگردم دخمل قشنگم دیگه حرفم میزنی ماما و بابا و ممه میگی.کلمات دیگه اونگه ...میگی .کاملا منظورتو میرسونی. اما هنوز یه خودت نمیتونی از حالت دراز به نشسته تغییر حالت بدی.شبا خیلی خوب میخابی.نه شب میخابی هشت صبح بیداری البته جهار پنج بار برای شیر بیدار میشی.غذا هم که میخوری از سوپت خسته شدی.خرما بهت میدم.زرده میخوری . خییییلیییی شیطونی دخملکم عاشق صداتم.همیشه دوستت دارم. بووووس مامانی عاشقانه من و محسن دوست داریم .برات بهترین ها رو ارزو میکنیم وخوشبختی رو ارزو میکنیم ...
19 تير 1393

پایان هشت ماهگی

وزنت 9/600 قد70 دور سر43 ماشالله مامانی خدا روشکر رشدت خوبه.فعلا غذا هم خوب میخوری.21 خرداد کسرا کوچولو به دنیا اومد.ما رفتیم تو خونه جدید.اینجا اتاقت بزرگتره و عاشق اسباب بازیاتی.صبح که از خواب پامیشی تو اتاقت کلی بازی میکنی جیگرتو برم..تو شبا 9 شب میخوابی و صبحا خیلی زود بیدار میشی هشت صبح بیداری و اصلا به فکر مامانت نیستی کم کم دستتو میگیری بلند میشی میاستی گلم.کلا خیلی شیطونی .یه کم اروم و قرار نداری همش جنب و جوش داری...دیروز یعنی 3 تیر ماه دو تایی با دوستای مامان رفتیم همدان دانشگاه مامانت..این اولین مسافرته یه روزه شما بود دورت بگردم دیدن کسرا رفته بودیم بغل بابا محسن که بود کلی حسودی کردی انقدر جیغ وخنده کردی که بابا بزارت...
4 تير 1393

بیست اردیبهشت

 برای اولین بار دست زدی یاد گرفتی دستاتو به هم بزنی اولش یه دستت مشت بود ولی بعد دو روز دست میزدی راستی چار تا دندون بالا و دو تا بغلیای اون دو تا که قبلا در اومدن در حال نیش زدنن.بعضی وقتا حسابی اذیتت میکنه و میخاره...الهی بمیرم برای اون لثه هات عشقم یعنی تا چند وقته دیگه دندونات هشت تا میشه..... تو همین روزا سینه خیز رفتیو کم کم داری چاردست و پا میری  بدو بیا بغل مامانی عقشم بدون کمک میشینی....شبا بسیار بد میخوابی .انقدر وول میخوری خیلی میچرخی...غدا خورم شدی...عشقت غدا خوردنه ماشالله.دیگه هنرنماییات چیه؟چند وقت لپ تاپ خراب شده بود.بعدم دنبال خونه میگشتیم.تا چند روز دیگه جابه جا میشیم.نامزدی عمو صالحته .دوشنبه پ...
29 ارديبهشت 1393

پایان شش ماهگی

سی فروردین مثل همیشه رفتیم دکتر.دو تا واکسناتو زدی و رفت تا یک سالگیت...قد 68 وزن 8/800.دور سر 42.....حسابی گریه کردی از امروز دیگه غذا خور شدی...حسابی شکمویی..ولی از کم باید شروع کرد چاره ای نیست...  دختر قشنگم لحظه های زندگیم با تو پر شده عشق مامانی دوسیت دارم ...
2 ارديبهشت 1393

تغذیه

غذيه كودك در ماه هفتم شروع غذاي كمكي، از پايان ماه ششم است كه اولين غذايي كه به كودك مي دهيم، فرني است. در اين مطلب برنامه غذايي كودك در 7 ماهگي به همراه طرز تهيه غذاي كودك ذكر شده است كه اميدوارم مادران محترم با مطالعه مطلب قبل و مطالب آتي بطور دقيق برنامه تغذيه كودك را تا يك سال اجرا كنند. هفته اول ماه هفتم: فرني شروع مقدار تغذيه روزانه: از يك قاشق مرباخوري شروع مي شود. مواد لازم: يك قاشق مرباخوري سرصاف آرد برنج نصف قاشق مرباخوري سرصاف شكر 5 قاشق مرباخوري( كه بهتر است شيرمادر باشد) شير كمي( براي پختن آردبرنج مصرف مي شود) آب طرز تهيه: آب و شكر و آرد برنج را با هم مخلوط مي كنيم و بر روي حرارت مي گذاريم. بع...
2 ارديبهشت 1393

دلنوشته مامانی

من دارم بزرگ میشم..خودم نمیدونم ولی مامانم میگه خیلی شیطون وباهوشم...نمی دونم چرا همه دوستم دارن!!!!  دو تا دندونامم که در اومده همه میگن وای چه بامزه شدی!!خودم که هنوز نمیتونم ببینمشون!!  الان واسه خودم آواز میخونم..خنده های بلند میکنم مخصوصا وقتی بابام با هام بازی میکنه. تو رورک میرم و ماشین بازی میکنم کلی ذوق داره  قان قان بیب بیب میکنم البته واسه بعضیا که اولین بار میبینمشون یه کوچولوغریبی میکنم آخه نمیشناسمشون خوب کاملا قلت میزنم برمیگردم و با زحمت یه کوچولو میرم جلو..سینه خیز میرم ولی زود خسته میشم شبا که دیگه برمیگردم و رو شکمم میخوابم آخ که چه حالی میده خسته شدم انقدر صاف خوابیدم حسابی واسه خودم میچرخم...
17 فروردين 1393

یه نصیحت

از همین امروز ، وقتی بچه هایمان به مدرسه می روند ،به ایشان می گوییم : عزیزم ! من نمی خواهم تو بهترین باشی ، فقط می خوام تو خوشحال و خوشبخت باشی . اصلا مهم نیست که همیشه نمره ی 20 بگیری ،جای 20 می توانی 16 بگیری اما از دوران مدرسه و کودکیت لذت ببر. عزیزم :از "ترین" پرهیز کن ، چرا که خوشبختی جایی هست که خودت را با کسی مقایسه نکنی. حتی نخواه خوشبخت ترین باشی . بخواه که خوشبخت باشی و برای این خواستت تلاش کن. همین. یادمان هست که از وقتی به دنبال پسوند "ترین" رفتیم، خوشبختی از ما گریخت. از 19/75 لذت نبردیم چون یکی 20 شده بود. از رانندگی با پرایدو ... لذت نبردیم چون ماشین های مدل بالاتری در خیابان ، در حال خود نمایی بود. از بودن کنا...
15 فروردين 1393