ترمهترمه، تا این لحظه: 13 سال و 6 روز سن داره

روزهای قشنگ ترمه

روزهای انتظار

امروز هفته 37 رو شروع کردم.خانم دکتر رضوان کاظمی دکترمه..عاشقشم...به قدری مهربون و آرومه.خیلی بهم آرامش میده.رفتم پیشش بهم استراحت داده.گفت دخمله توپولو نتونسته کامل بیاد تو لگنت.چون درد دارم نباید راه برم که زود به دنیا نیاد.گفت یه هفته دیگه صبر کنیم.واسه چهارشنبه دیگه وقت سزارین گذاشت.از دکترم خیلی راضی بودم.لطف خدا بوده که بین این همه دکتر  اینو انتخاب کردم.واقعا کار بلد و مهربون. عاشقشم...   خلاصه دختر مامان این هفته رو زودتر بگذرونیم تا تو بیای.بابایی میگه تویه  مهر به دنبا بیای.نه اینکه خانمای مهری بهترینن.بابات میخاد مهری باشی!!!  مثل مامانت!!  اما اول آبان چهارشنبه شب عید غدیره...نمیدونم توکل بر خدا..هر چی...
15 بهمن 1392

مهری ماهه من

  مهـر شاید نام باران است  آنگاه که به صورتت می نشیند یا شاید صدای ناودانی باشد  تا برایت آهنگِ خوشایندی بنوازد  مهر نام دیگر تو نام دیگر من  نام خداست  مهر همان عشقی که تو را به من هدیه داده است مهر آه مهــر  کودکی من و توست تا اینچنین رشد کرده ایم و مهر ورزیدیم مهر همین سی روز نه، سی سالگیم باشد که از تو میسرایم...   ...
15 بهمن 1392